فکر اقتصادی
دو گدا در يكي از خيابان هاي شهر رم كنار هم نشسته بودند. يكي از آنها صليبي در جلو خود گذاشته بود و ديگري ستاره داوود. مردم زيادي كه از آنجا رد مي شدند به هر دو نگاه مي كردند ولي فقط تو كلاه كسي كه پشت صليب نشسته بود پول مي انداختند . كشيشي كه از آن جا رد مي شد مدتي ايستاد و ديد كه مردم فقط به گدايي كه پشت صليب نشسته پول مي دهند و هيچ كس به گداي پشت ستاره داوود چيزي نمي دهد. رفت جلو و گفت: «رفيق بيچاره من، متوجه نيستي؟ اينجا يك كشور كاتوليك هست، تازه مركز مذهب كاتوليك هم هست. پس مردم به تو كه ستاره داوود جلو خود گذاشتي پولي نمي دهند، به خصوص كه درست نشستي كنار دست گدايي كه در جلو خود صليب گذاشته است. در واقع از روي لجبازي هم كه باشد مردم به او پول مي دهند نه به تو.» گداي پشت ستاره داوود بعد از شنيدن حرفهاي كشيش رو به گداي پشت صليب كرد و گفت: «هي "موشه" نگاه كن كي اومده به برادران "گلدشتين" بازاريابي ياد بده؟» (گلدشتين يك اسم فاميل معروف يهودي است.)
نتیجه اخلاقی:
1- اگر فکرت باز باشه همیشه راه کسب درآمد هست . فقط کافیه یه کمی درباره کاری که می خواهی انجام دهی فکر کنی و بعدش راه های پول درآوردنش را پیدا کنی .
2- اما واسه پول همه کاری نکن و سعی کن اگر پولی قراره بدست بیاری از راه حلال باشه . چون خدا رزق هرکسی را توی روز مشخص کرده حالا چه با دروغ گفتن به دست بیاری و چه بدون دروغ گفتن ، پس چه بهتره حالا که رزقت قراره بدست بیاد حلال باشه . درضمن رزق هرکسی مشخص هست ولی حالا هرکسی میتونه بیشترش کنه مثلا اگر قراره امروز 50 هزار تومان گیرت بیاد ، اصلش که 50 هزار هست نصیبت میشه ولی هستند افرادی ( هرچند توی جامعه ما پیدا نمیشه ) از راه های دیگه این رزق را چند برابر می کنند .

به نام خداوند