خواب یک حسابدار
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۴/۱۲/۱۲ ساعت 23:39 توسط دانشجو
|
از چارچوب گزارشگری گذشتم
هوا بس تازه بود
رد پای همه ی استانداردها بود
همه چیز مطلوب بود، تاییدیه ها مثبت بود،
خنکای صبحگاهی منها برنمي داشت،
همه چیز جمع بود
ساختمان دل استهلاک نداشت
اصول ، مفاهیم و مفروضات
در دامن دشت های سبز حساب غوطه می خوردند
همه چیز موزون بود
سرمایه فقط اهدایی و سود سال های سال انباشته
بین مالکین و مدیران جدایی نبود.
نم نم باران بر صورت خیس بدهکار می نشست.
منظره ای بس شگرف
و بستانکاری شرمسار از بستانکاری
از ورای آینده ای امید بخش و نورانی
ذخیره ای در کار نبود
خورشید آن چنان می تابید
که هیچ سایه ای یارای مقاومت نداشت
همه چیز شفاف بود
نظارت مرده بود ،کنترل رفته بود،
جرم را سوزانده بودند و تقلب مغلوب بود .....
چه رویایی خوبیست برای یک حسابدار
به نام خداوند